تعطيلات اين چند روز روي آمار بازديدكنندگان و هم آپديت شدن وبلاگها تاثير زيادي گذاشت. مناسبت ها ي اين چند روز هم زياد بود. اولش كه 22 بهمن بود، صبحش از خواب بيدار شدم ديدم ظهر شده، گفتم حيف شد امسال هم به راهپيمايي نرسيدم، ولي تصميم گرفتم اگه سال بعد 22 بهمن داشتيم حتماً برم راهپيمايي تا آمار شركت كنندگان در راه پيمايي بالا بره.
امروز هم كه ولنتاينه و علي رغم مخالفت عده اي،حتماً شما رسم و رسومات اين روز مقدس رو بجا آوردين، فقط به قول يكي از وبلاگ ها وقتي تو كارت ارساليتون مينوسين فقط تو عشق مني و اين حرفا، و بعد ميخواين واسه 600 نفركپي شو بفرستيد، يادتون نره كه آدرس ميل اونا رو تو قسمت مخفي بنويسيد!!! عكسي هم كه اينجا گذاشتم از سوزوندن كارت ولنتاين تو هند هست!!! كه لينكشو زهير تو وبلاگش گذاشته...خب حتماً اينم يه جور ابراز عشق ديگه!
ديروز 24 بهمن سالروز مرگ فروغ فرخزاد بود، روحش شاد...
آن كلاغي كه پريد
از فراز سر ما
و فرو رفت در انديشه آشفته ابري ولگرد
و صدايش همچون نيزه كوتاهي، پهناي افق را پيمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه مي دانند
همه مي دانند
كه من و تو از آن روزنه سرد عبوس
باغ را ديديم
و از آن شاخه بازيگر دور دست
سيب را چيديم
همه ميترسند
همه ميترسند، اما من و تو
به چراغ و آب و آينه پيوستيم
و نترسيديم
سخن از پيوند سست دو نام
و همآغوشي در اوراق كهنه يك دفتر نيست
سخن از گيسوي خوشبخت من است
با شقايق هاي سوخته بوسه تو
و صميميت تن هامان، در طراري
و درخشيدن عريانيمان
مثل فلس ماهي ها در آب
سخن از زندگي نقره اي آوازي ست
كه سحرگاهان فواره كوچك ميخواند...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر