بعد از اينكه مطلب زير رو نوشتم، روزنامه ايران رو ميخوندم كه در مورد اين اعدام ها نوشته بود و مصاحبه اي با پيام انجام داده بود:
پيام وقتي خبرنگاران از او پرسيدند چرا با وجود اينكه دانشجو و از قشر تحصيل كرده جامعه بوده به اين كارها دست ميزده، گفت: من مي پذيرم كه مرتكب تخلف از قانون شده ام و آماده ام مجازات شوم ولي جرم ما در حدي نبود كه مجازاتش اعدام باشد. من از روي مردم شرمنده ام و دوست نداشتم كار به اينجا كشيده شود. وي در پاسخ به اينكه اگر به جاي مردم حاضر در مراسم اعدام بودي، آيا درس عبرت مي گرفتي گفت: شايد اگر به جاي آنها بودم درس عبرت مي گرفتم و ديگر به دنبال اين كارها نمي رفتم.
احساسي كه پيام در اون لحظه داشته براي ما قابل درك نيست ولي واقعاً چه احساسي ميتونه به آدم دست بده وقتي ميدوني دقايقي ديگه بيشتر زنده نيستي وتمام آرزوهايي كه تو زندگيت داشتي در حد همون رويا باقي ميمونه؟؟؟
۷/۰۸/۱۳۸۱
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر